برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
آرایشگاه به امروز موکول شد
غلغله بود...
دختر صاحب آرایشگاه هنوز دیپلم نداره
شوهر کرده
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
تو خونه تکونی کمد مو ریختم بیرون
تمیز کنم چشمم خورد به مانتو سفیدی که
واسه عقد خواهری بابا خریده بود برام
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
پیک نوروز رو درستیدم و فرستادم
فقط فردا باید برم مدرسه
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
چقدر دلم میخواد با خواننده های
خاموش وبلاگم آشنا بشم
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
از اینکه فردا مجبورم برم با بچه هایی سر و کله
بزنم که خانواده هاشون پرشون میکنن بیان
به من توهین کنن...
متنفرم...
از اینکه به بی ادبی بچشون برچسب حساس بودن
میزنن متنفرم...
از اینکه نطق بی جا میکنن متنفرم...
خدایا تموم نمیشه میدونم من کی تموم میشم؟
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی